ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
219
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
آنها را از خدمت دولت محروم نمود . هيچ يك از مسلمين هم حق تعليم آنها را نداشت . در ايام عيد و جشن هم نبايد صليب را حمل كنند . گورستان آنها را هم با زمين يكسان كرد كه هيچ قبرى بارز و نمايان نباشد . اين دستور را به تمام نقاط كشور نوشت كه اجرا شود ( در تاريخ طبرى عين دستور و نامه مفصلا نقل شده است ) . اسحاق بن ابراهيم بن حسين بن مصعب برادرزاده طاهر ذو اليمينين درگذشت . او رئيس شرطه بغداد بود ( رئيس شهربانى ) از زمان مأمون و معتصم و واثق و متوكل چون بيمار شد متوكل فرزند خود معتز را با گروهى از سالاران و بزرگان براى عيادت او فرستاد . متوكل براى مرگ او سخت محزون و غمگين گرديد . در آن سال حسن بن سهل كه در خوردن دارو افراط كرده بود درگذشت . ( او برادر فضل وزير مأمون و خود جانشين برادرش شده بود . پدر بوران و همسر مأمون و مرد بزرگوار بود كه مدتى مبتلا بسودا و مرض روحى شده بود و يكى از مفاخر ايران بشمار مىآمد ) مرگ او مرگ اسحاق بن ابراهيم در ماه ذى الحجه بود و در يك روز اتفاق افتاد . گفته شد : حسن در سنه دويست و سى و شش درگذشت . در آن سال و در ماه ذى الحجه رنگ آب دجله دگرگون و بسيار زرد شد كه مردم بيمناك شدند و بعد از سه روز باز رنگ ديگرى به خود گرفت سپس به حال عادى خود بازگشت . در آن سال يحيى بن عمر بن يحيى بن زيد بن على بن الحسين بن على بن ابى طالب را دستگير كردند و نزد متوكل بردند او را تازيانه زد و بزندان افكند . او عدهاى گرد خود جمع كرده بود كه قيام و خروج كند . محمد بن ابراهيم موصلى موسيقيدان و مغنى شهير كه داراى علم و ادب و شعر خوب هم بود درگذشت ( او بزرگترين هنرمند و دانشمند ايرانى بود . گفته شده :